سلام من امروز یعنی امشب اولین باره که شروع کردم واسه نی نی های نازم وبلاگ بنویسم من و بابایی بعد از کلی عذاب و سختی و ناراحتی بلاخره صاحب دو تا نی نی ناز شدیم وقتی تو هفته نهم رفتیم سونو خانم دکتر مهربون گفت به به چقدرم حالشون خوبه یه لحظه شکه شدم گفتم خانم دکتر نترسون گفت چرا خوبه که یه دفعه ای راحت شدی حالا بزار ببینم بازم هست ؟؟؟ خلاصه خدا دو تا نی نی ناز به ما هدیه داد آخ که از افسردگی در اومدم خنده از لبای منو بابایی قطع نمیشد تا برسیم خونه هزار تا برنامه ریزی کردیم آخ چه روز خوبی بود قربونت برم خدااااا چه هدیه قشنگی دو تا نی نی دیگه خونمون سوت و کور نیست وای از الان اون سر و صداهای لذت بخش تو گوشمه.ه...